مردم نميدانستند، از بسياري جهات اوج كليساي روم هم بود) با ترتيب دادن سال يوبيلي جشن گرفته شد. در سال 1300، بونيفاس هشتم از سراسر عالم مسيحيت دعوت كرد تا در آستان پاپ گرد آيند و از اين راه از گناهان خويش بخشش يابند. درخواست او كه در اعماق دلهاي نگران نشست با توفيقي بيش از حد انتظارِ خوشبينترين مردمان روبرو شد. زايران از هر كشوري روي به رم نهادند و با خود نعمت و ثروت را بدان شهر سرازير كردند. سال يوبيلي به صورت ابزار تازهاي براي سياست پاپ درآمد، ابزاري آنچنان كارآمد كه دستگاه پاپ نتوانست در برابر وسوسهٴ سوءاستفاده از آن پايداري كند و بدين ترتيب، به ايجاد زمينهٴ نفاق ناشي از اصلاح ديني كمك كرد.
آموزش و پرورش مسيحي با شور درخور تحسيني در مدارس و دانشگاهها ادامه مييافت، و براي بيسوادان كه اكثريت عظيم جمعيت را تشكيل ميدادند تعليم مجسم و خاموش كليساهاي جامع آماده شده بود: كليساهاي جامع خود آياتي از جنس سنگ بودند، با تزييناتي كه به مثابهٴ دائرةالمعارفي براي استفادهٴ همگان بود. بنابراين، تاريخ هنر مسيحي بخشي اساسي از تاريخ تفكر است.
براي تكميل اين قسمت از مساعي مسيحيت از برخي افراد سخن خواهم گفت كه مظاهر زندهٴ آن بودند. از ميان عدهٴ زيادي كه در فصلهاي بعدي بدانها خواهم پرداخت، در اين جا سه تن را انتخاب ميكنم: ويلانووا، لول و ريكولدو دي مونته كروچه؛ دو تن كاتالونيايي و يك توسكاني. اولي فرد آزادي بود، دومي به فرقهٴ فرانسيسيان تعلق داشت، و سومي به دومينيكيان.
آرنولد ويلانووايي والنسيايي از نادرترين شخصيتهاي قرون وسطا، بود. كيمياگر، پيغمبر و مصلح اجتماعي كه روح بيآرامش او را به هر ماجرايي ميكشاند. آرمانهاي يوآكيمي در او محيط مساعدي يافتند. او مطلقاً ضدتومايي بود و طبعاً احساسات دينياش تمايلي ضدكليسايي داشت. جاي شگفتي نيست كه وي در خطر دادگاه تفتيش عقايد قرار گرفت. عجيب اين است كه بدان آساني از چنگ آن رهايي يافت. آرنولد مثال بارزي از طغيان روح است.
دو نفر ديگر راستكيشتر بودند، ولي به صورتهاي متفاوت. رامون لول اهل جزيرهٴ مايوركاي كبير، رسول صديقي بود كه تا آخرين نفس از مادر خويش ((كليساي مقدس)) دفاع كرد.
وي در راه دينش به شهادت رسيد. مهمترين كار او در طول زندگياش مسيحيكردن كافران، مخصوصاً يهوديان و مسلمانان بود، و او چنان به حقانيت مسلم دين خويش ايمان داشت كه مطمئن بود هر كاري براي مسيحي كردن بيدينان كاملاً موجه است. با اين حال، اطلاعات خوبي دربارهٴ دين يهود و اسلام داشت و داراي بردباري ديني زيادي بود. بيشتر وقت او صرف نوشتن دفاعيات و مناظرههاي ديني شد؛ يكي از آنها به نام كتاب عاشق و معشوق به صورت يكي از معروفترين آثار ادبي جهان درآمد. رامون هم مانند آرنولد يك دانشمند بود، هرچند سبكي